علت نيامدن ام البنين و ليلا در كربلا چه بود؟

پایگاه اطلاع رسانی دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه پیام نور مازندران: علت نيامدن ام البنين و ليلا در كربلا چه بود؟

پایگاه اطلاع رسانی دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه پیام نور مازندران:

 

 

علت نيامدن ام البنين و ليلا در كربلا چه بود؟

 

پاسخ: به نام خدا
در اواخر سال شصتم هجرى كه يزيد بر تخت خلافت نشست، ام البنين در شهر مدينه به رغم اينكه ساليان پايانى عمر پر بار خويش را مى گذرانيد و حدود شصت سالى از دوران حياتش سپرى مى شد، آماده انجام رسالتى مهم و تاريخى ـ ارزشى بود و اين رسالت: فرستادن پسران رشيد و جانباز خويش در ركاب امام زمان شان ـ حسين بن على عليه السلام ـ براى آفرينش حماسه كربلا بود.
ام البنين در اين زمان به همراه فرزند ارشد خود ـ عباس عليه السلام ـ و عروس و نوهاي پسرى خويش ـ عبيداللّه ـ در مدينه زندگى مى كرد همواره منتظر واكنش و دستور امام زمان خود، نسبت به اين اتفاقات بود، پيوسته در جريان اخبار مدينه و واكنش امام قرار مى گرفت. هنگامى كه امام قصد مكه كرد، پسران خويش را جهت همراهى و محافظت كردن از امام حسين عليه السلام و اهل بيت او، به همراه ايشان به مكه فرستاد و خود چونان مردى، سرپرستى تنها عروس و نوهاي خود در مدينه را به اميد برگشتن امام و يارانش از مكه، به عهده گرفت.
شايد اصلى ترين علت عدم همراهى ام البنين با امام حسين عليه السلام ، اين بود كه اين زن، تصور نمى كرد اين سفر آغاز سفرى موعود باشد كه امام و فرزندان او بايد به پيشواز آن بروند. ام البنين هرگز تصور اينكه اين سفر، براى اداى مسئوليتى توسط امام حسين عليه السلام باشد نمى نمود.
دليل ديگر عدم همراهى ام البنين با كاروان شهادت كربلا، مشقت فراوان سفر براى او كه پيرزنى شصت و چند ساله بود، است. به علاوه از آنجا كه گرما طاقت فرسا بود، به سبب كهولت سن، قادر به همراهى با كاروانيان نبود. وى در مدينه چشم به راه بازگشت كاروان از سفر حج ماند و هرگز اطلاع نداشت كه اين سفر، آغاز سفر موعود خواهد بود.
در عين حال اين شيرزن ولايتمدار، به رغم عدم همراهى با كاروان، به فرزندان خود توصيه كرده بود در همه حال، دست از يارى حسين عليه السلام برنداشته و پيوسته گوش به فرمان فرزند پيامبر و امام بر حق خود باشند.
چنانكه تا بازگشت كاروان عاشورا، - از زمانى كه مدينه را به مقصد مكه ترك گفته بودند تا زمانى كه بازماندگان به مدينه بازگشتند، حدود سه ماه به طول انجاميد.- و پس از ورود بشير بن جذلم به مدينه، به عنوان پيك امام سجاد عليه السلام ، ام البنين جهت كسب اخبار كاروان و حوادث بر آنها به همراه تنها يادگار عباس، نزد بشير رفت كه در حال انتشار خبر كاروان عاشورا و سرانجام آن بود.
در هنگام آمدن اين پيرزن به سمت بشير، جمعيت زياد زنان و مردان كوفه، با مشاهده او، به احترام از جلويش كنار رفته، بشير تا نگاهش به اين زن بلندبالا، با قامت رشيد افتاد، از اطرافيان خود پرسيد:
اين زن كيست كه مردم مدينه اينقدر به او احترام مى گذارند؟!
جواب دادند: ام البنين كلابى ـ همسر على عليه السلام و مادر عباس ـ است.
بشير تا ام البنين را شناخت، وى را مخاطب قرار داده، با حالت محزون و گرفته گفت: ام البنين! خبر دارى عباس و پسرانت را در كربلا شهيد كردند؟
آن بانوى فداكار پس از شنيدن خبر شهادت فرزندان شجاع خود، بدون ذره اى منقلب شدن، همچون كوهى استوار، از بشير جوياى حال امام حسين عليه السلام گرديد و گفت:
جان من و تمام فرزندانم فداى پسر فاطمه سلام الله عليها، از حال امام و مقتدايم چه خبر دارى؟
ام البنين كه حتى پس از شنيدن خبر شهادت تمامى فرزندان خود، به عشق سلامتى امام تا آن لحظه خم به ابرو نياورده بود، وقتى خبر شهادت حسين عليه السلام را به همراه ديگر فرزندان خود شنيد، در حالى كه زانوان او زير اين بار گرانبها خم مى شد، رويش را به طرف مردان و زنان مدينه برگرداند و با حالت غمگينانه اى، آنان را خطاب كرده گفت:
مردم مدينه! پس از شهادت امامم و تمامى پسران رشيدم، از شما مى خواهم از اين به بعد مرا ام البنين نخوانيد؛ چرا كه ام البنين يعنى مادر پسران رشيد؛ ولى پس از شهادت فرزندم حسين عليه السلام و ديگر پسران رشيدم، هيچ پسرى براى من باقى نمانده است. (1) (اسلامى، فاطمه ـ خدايى، سيدعلى اكبر/ مقاله ام البنين، اسوه مادران و همسران شهيد، مجله پيام زن، شهريور 1385، شماره 174، ص 32، با اندكي تلخيص)
[انتخابي از كد125762]در مورد حضرت ليلا بايد گفت: با مراجعه به كتب تاريخى كهن و آثار نويسندگان معاصر، چنين بدست مى آيد كه جناب ليلا در كربلا نبوده اند. استاد شهيد مرتضى مطهرى مسأله حضور ليلا در كربلا و در نتيجه افسانه ها و قصه هايى كه در مورد وى نوشته شده را، به عنوان يكي از موارد تحريف در تاريخ كربلا، ذكر كرده است و آن را با استدلال رد مى نمايد. (مرتضى مطهرى، حماسه حسينى، ج 1، ص 26 ـ 27، چاپ بيست و يكم، قم: انتشارات صدرا، 1373 ش). محدث قمى مى گويد: «ظاهر آن است كه ليلا در كربلا نبوده و من بودن او را در كتب معتبر نديدم.(شيخ عباس قمى، متنهى الآمال، ص 375). در جاى ديگر مى نويسد: در كتب معتبر ذكرى از بودن ليلا در كربلا و يا در كوفه و شام نيست.( همان، ص 541). همچنين از سخن قاتل حضرت على اكبر كه مى گويد: «على آثام العرب ان مرّبى يفعل مثل ما كان يفعل ان لم اثعكه اباه» (طبرى، محمد بن جديد; تاريخ الامم و الملوك و تاريخ الطبرى، ج 4، چاپ پنجم، بيروت: مؤسسه اعلمى اللمطبوعات، 1409 ، ص 340( گناه تمامى عرب به گردن من اگر اين جوان از كنار من بگذرد و پدر را به عزايش داغدار نسازم .در حالى كه در عرف چنين مى گويند كه «مادرش را به عزايش بنشانم»; امّا وى فقط از پدرش ياد مى كند; مي توان چنين استفاده كرد كه نه تنها ليلا در كربلا نبوده بلكه اصلا در قيد حيات نبوده است. 
مورخ معروف، مرحوم دكتر محمد ابراهيم آيتى در اين زمينه مى نگارد: از مادر على اكبر، يعنى ليلا، دختر ابى مرّة بن مسعود هم نامى در جريان فاجعه كربلا به ميان نيامده است و هيچ نمى دانم كه ايشان در اين تاريخ زنده بوده است يا نه... (از همسران امام) تنها كسى كه در اين سفر همراه امام(عليه السلام) بوده (رباب) دختر امرؤ القيس بود.»( دكتر محمد ابراهيم آيتى، بررسى تاريخ عاشورا، ص 123 (. بنا بر اين با توجه به قرائن و شواهد فوق، جناب ليلا در كربلا نبوده اند; در نتيجه آن داستان ها و افسانه هايى كه در جريان حادثه كربلا به او نسبت داده شده، بى اساس و غير واقعى است. در پايان تذكر اين نكته از قول علامه سيد عبدالرزا مقرم ضرورى است كه: «شيخ مفيد در ارشاد، طبرسى در اعلام الورى، طبرى در تاريخ طبرى، و... نام اين بانو را همان «ليلا» ذكر كرده اند.»( سيد عبدالرزا مقدم، على الاكبر، ص 14 (از اين رو «ام ليلى» نام بى مسمّايى بيش نيست.
به نام خدا
داستان حضرت ليلا مادر گرامي حضرت علي اكبر عليه السلام از جمله وقايعي است كه بحثها و گفتار گوناگوني را به خود معطوف داشته است. علاوه بر اينكه در نام مادر علي اكبر عليه السلام اختلاف نظر وجود دارد در مورد زنده بودن يا نبودن ايشان در هنگام وقوع حادثه كربلا و همچنين بودن يا نبودن ايشان در كربلا اختلاف نظر فراواني وجود دارد.
اما در مورد نام اين بانوي گرامي بايد گفت كه : در جايي آمده نام او آمنه يا ليلا دختر ابي مره است (زبيري /نسب قريش /ص57) و در كتاب ديگري نام او بره دختر عروه بن مسعود گفته شده (مجلسي بحار الانوار ج45 ص33) در نقل ابو الفرج اصفهاني آمده كه نام وي شهربانو و ليلا نام جد آنان است. (ابوالفرج اصفهاني /مقاتل الطالبين /ص 81) به هرحال اين اختلاف ضرري به منظور و غرض ما از اين بحث نمي رساند.(1) 
مطلب دوم اينكه محقق شوشتري مي گويد: كسي در كتاب معتبري زنده بودن مادر علي اكبر را ذكر نكرده چه رسد به ديدن او!(علامه شوشتر قاموس الرجال، ج7، ص422)(2) و در چاپ فارسي جلاء العيون گفته شده علامه مجلسي زنده بودن مادر علي اكبر در عاشورا را نفي مي كند. كه البته به گفته شيخ جعفر مرتضي در چاپ عربي اين كتاب به قلم سيد عبد الله شبر چنين سخني از علامه وجود ندارد.(3)
لذا در صورت قبول قول به وفات اين بانوي گرامي قبل از حادثه كربلا جايي براي سوال از علت نيامدن ايشان به كربلا باقي نمي ماند.
و اصل بحث كه در صورت زنده بودن ايشان آيا در كربلا حاضر بودند يا نه ؟ كه در صورت يافتن شواهدي بر وجود ايشان در كربلا ديگر جايي براي پاسخ به اين سوال نمي ماند. لذا در اين نوشتار سعي بر اثبات وجود ايشان در كربلا شده است.
مسئله اي كه مصداق بارز تحريف شناخته شده و آشوبگري فراواني در باره آن صورت گرفته داستان حضور ليلا مادر علي اكبر عليه السلام در كربلاست بويژه كه واعظان و نوحه سرايان دوست دارند با ذكر اين داستان مجلس را براي روضه خواني آماده سازند و زمزمه هاي شنوندگان را بيشتر كنند. از سوي ديگر بسياري اين قضيه را افسانه، خيال و دروغ و ساختگي بودن پنداشته اند.
ما در اين نوشتار در صدد انكار وجود حضرت ليلا در كربلا و پاسخ كجا بودن ايشان در هنگام وقوع حادثه كربلا نيستيم لذا پاسخ به اين ديدگاه را در ضمن چند نكته بيان مي داريم: 
1- مادر علي اكبر در كربلا حاضر بوده و در كتابهاي معتبر به آن اشاره و تصريح شده است. در عبارتي كه در كتب معتبر آمده جملاتي مي يابيم كه گواه حضور ليلا در كربلاست برخي گفته اند: در مقاتل آمده است كه علي بن الحسن عليه السلام آنقدر مبارزه كرد كه كشته شد در حالي كه مادرش بر در خيمه ايستاده بود و او را تماشا مي كرد(زنجاني،وسيله الدارين في انصار الحسين، ص 294) (4)
ابن شهر آشوب مي گويد سپس علي بن الحسين به ميدان آمد در حالي كه 18 سال داشت و گفته اند او 25 سال داشته است و در خلقت و خلق و سخن گفتن شبيه رسول خدا بود .... مره بن منفذ عبدي ضربه اي از پشت بر او وارد كرد پس از آن با شمشير بر او زد حسين عليه السلام گفت: بعد تو ننگ بر دنيا باد. حسين عليه السلام او را به سينه چسباند و به در خيمه آورد پس مادر - شهر بانو - بي قرار به او نگاه مي كرد و هيچ نمي گفت.(7)
2- ذكر حضور ليلا مختص به كتب تاريخي نيست بلكه شايد اشاره هايي به آن در كتب: انساب، جغرافيا، حديث، تراجم، ادب و ... آمده باشد. لذا درست نيست كه ذكر اين امر را به مورخان منحصر كند .آيا منكرين كتب بي شمار را اعم از نسخه خطي و چاپ شده را مطالعه كرده اند كه بتوانند به قطع حكم كند اين داستان از اساس باطل است.[ص78]
4- بر كسي پوشيده نيست كه همانگونه كه كتب نگاشته شده بي شمار است بسياري از آنها در عصر ما از بين رفته است. آيا كسي مي تواند به چيزهايي كه آن عالمان از كتب و مصادر كه هم اكنون مفقود است نقل كرده اند؛ نسبت كذب و ساختگي بودن بدهد.[ص79]
5-هنگامي كه به كتب موثق و شايان اعتماد كه همانا مهمترين كتب اند مي نگريم، در آنها احاديث متعارضي را مي يابيم كه بي شك يك طرف آن درست و طرف ديگر دروغ خواهد بود آيا اين به معناي اعتبار نداشتن كتاب و نويسنده است. [ص80] 
6- همين كه برخي اين داستان را انكار مي كنن در احتمال صحت آن كافي است. بقول معروف تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها. بفرض كه آنچه گفته شد نتواند حضور ليلا را در روز دهم محرم در كربلا اثبات كند دست كم مي تواند اشاره اي به وجود اين قول داشته باشد. ضمن اينكه عدم ذكر اين قضيه در تاريخ اگر درست باشد دليلي براي نفي آن از اساس نخواهد بود. چون تاريخ نام برخي از زنان و مردان و كودكان حاضر در واقعه كربلا را براي ما ثبت كرده و از ذكر بسياري ديگر عاجز مانده است.[صص81-84]
مطلب ديگر كه به آن اشكال مي كنند پريشان كردن گيسوان توسط ليلا به نقل از ميرزا حسين نوري در لولو و مرجان مي باشد. 
اصل ماجرا را نويسندگان چنين نوشته اند : حسين عليه السلام مراقب پيكار فرزندش بود مادر فرزند نيز به چهره حسين نگاه مي كرد مردي به نام بكر بن غانم به سمت علي اكبر عليه السلام رفت امام چهره در هم كشيد ليلا نگران شد و پرسيد كه آيا ضربه اي به فرزندش اصابت كرده امام پاسخ داد نه ولي كسي با او پيكار مي كند كه مي ترسم علي را بكشد براي فرزندت دعا كن از جدم رسول خدا شنيدم كه دعاي مادر در حق فرزندش اجابت مي شود سپس ليلا به درون خيمه رفته و گيسوان خود را پريشان نمود و دعا كرد. نبرد شديدي بين آنها در گرفت تا اينكه زره بكر بن غانم از زير بغل او پاره شد پس علي اكبر عليه السلام با شتاب ضربه اي بر او وارد كرد كه او را دو نيم ساخت.(دربندي، اكسير العيادات في اسرار الشهادت، ج2، ص641)(7)
در پاسخ بايد گفت:
1- در روايت نيامده كه امام حسين عليه السلام از ليلا خواست كه داخل خيمه شود و گيسوان را پريشان سازد و دعا كند بلكه آمده كه آن حضرت عليه السلام ليلا را به دعا امر كرد و او را از سخن پيامبر صلي الله عليه و آله كه دعاي مادر در حق فرز ند مستجاب مي شود با خبر كرد . سپس در داخل خيمه ليلا گيسوان پريشان ساخت و براي فرزند دعا مي كند.[ص88]
2- در تاريخ آمده كه حضرت زهرا سلام الله عليها كساني را كه به منزل امير المومنين عليه السلام تجاوز كردند و او عليه السلام را براي بيعت گرفتن با خود مي بردند تهديد كرد كه گيسوان پريشان مي كند و آنان را نفرين خواهد كرد.[ص88]
3-آمده كه حضرت علي اكبر عليه السلام از نبرد اول سالم بازگشت و مرتبه دوم كه به جنگ رفت شهيد شد و اين منافاتي با دعاي ليلا جهت سلامتي فرزندش ندارد.[ص89]
و اشكالات ديگر... .
اگر ليلا بر طبق دلايلي كه ذكر كرديم و غير آن در هنگام حادثه كربلا در قيد حيات بوده باشد كسي كه حضور او را در كربلا نفي مي كند بايد به اين پرسشها پاسخ دهد .چرا او به كربلا نيامد؟ آيا از آمدن منع شده بود؟ آيا خود نمي خواست به كربلا بيايد و در واقع از همراهي سرباز زده بود ؟ براي چه؟
پاورقي ها:
1-عاملي، سيد جعفر مرتضي، تحريف شناسي عاشورا« نقد حماسه حسيني شهيد مطهري»، ترجمه ي: جواد محمد زماني، چاپ اول:85، انتشارات: ارام دل، صص 104-105 . 
2-همان، ص78.
3-همان، صص 106-110.
4-همان، صص 103.
5-همان، ص104.
6-همان، ص90.

 

 

 

کلمات کلیدی
Mr Asghari
تهیه کننده:

Mr Asghari